شهید محمود شم آبادی
- نام پدر: علی اکبر
- تاریخ تولد: 1340/4/4
- سن: 22 سال
- تاریخ شهادت: 1362/10/3
- محل شهادت: قصر شیرین
- نوع عضویت: پاسدار
- محل تدفین: صفی آباد
علی اکبر شم آبادی در روستای شم آباد به دنیا آمده بود و در آنجا زندگی میکرد. هنوز ازدواج نکرده بود که تصمیم گرفت با برادرش به صفی آباد اسفراین مهاجرت کند. در آنجا با دختری به نام خیرالنسا آشنا شد و با او ازدواج نمود. آنها در صفی آباد زندگی مشترکشان را آغاز کردند. سال 1340 بود که فرزندی در خانواده آقا علی اکبر به دنیا آمد که او را محمود نامیدند. محمود از همان سنین کودکی به نماز میایستاد. او دوران دبستان و راهنمایی را در صفیآباد گذراند و برای ادامه تحصیل با برادرش راهی استان تهران شد. در آنجا وارد دبیرستان شبانهروزی گردید. دوران تحصیل محمود مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی بود. محمود که در آن دوران، نوجوانی پرشور و نشاط بود و در فعالیتهای انقلابی از جمله پخش اعلامیههای انقلابی و تظاهراتها شرکت میکرد. انقلاب اسلامی که پیروز شد، کمیتههای انقلاب اسلامی برای مبارزه با ضدانقلاب و دفاع از انقلاب اسلامی تشکیل شد. محمود در سال 1358به عضویت کمیته انقلاب اسلامی درآمد تا امنیت را به شهر تهران بازگرداند اما دیری نپایید که شهر و روستاهای استانهای غربی توسط عناصر ضدانقلاب به آشوب کشیده شد. محمود شمآبادی که برای دفاع از انقلاب اسلامی حد و مرزی نمیشناخت در همان سال به صورت داوطلبانه برای حفظ امنیت شهرهای کردستان به آنجا رفت. هنوز شرّ ضدانقلاب و احزاب خلق از سر انقلاب اسلامی کم نشده بود که شرّ صدام هم به کشور اضافه شد. منافقین هم در شهرهای مختلف به جان مردم بیگناه ایران افتاده بودند. محمود این روزها دیگر فرصتی برای استراحت نداشت. یا در منطقه عملیاتی بود و یا در تهران مشغول گشتزنی و دستگیری منافقین. مجموعا 4مرحله به جبهه اعزام شد. 3بار به جبهه کردستان و یک بار هم به جبهه جنوب رفت. آذرماه سال 1362قبل از اعزام آخرش به جبهه، حدود 4روز مرخصی گرفته بود. این بار، دو روزه به صفیآباد آمد و سریع به تهران برگشت. انگار میدانست که دیگر باز نمیگردد. در صفیآباد از پدر، مادر و همه فامیل خداحافظی کرد و به تهران برگشت. در تهران هم از برادران و خواهرانش خداحافظی کرد و رضایت گرفت. صبح روز اعزام، برادرش او را با موتور به پایگاه امام حسین(ع) منطقه افسریه برد. برای آخرین بار برادرش را در آغوش گرفت و رفت. محمود این بار به قصر شیرین اعزام شد. در یکی از روزهای سرد دیماه سال ،1362محمود با همرزمانش به شناسایی مواضع دشمن رفتند. آن شب، شناسایی را با موفقیت انجام دادند. صبح روز سوم دیماه در موقع برگشت از عملیات شناسایی، با عراقیها درگیر شدند. یکی از تیرهای دشمن به سمت چپ صورت محمود اصابت کرد و محمود برای همیشه به آسمان رفت. در یکی از روزهای سرد زمستان، خبر شهادت محمود در صفیآباد پیچید. عمو علی اکبر شم آبادی از صفی آباد به تهران رفت و خودش پیکر شهید را تحویل گرفت و به سبزوار آورد. از آنجا به صفی آباد برد و در صفی آباد سبزوار به خاک سپرده شد.
وصیت نامه شهید …
خاطرات شهید …
فیلم های مربوط به شهید …
دلنوشته های مخاطبین برای شهید
جستجو در سامانه
اطلاعات مندرج برگرفته از اسناد و مدارک موجود در پرونده ایثارگری می باشد. لذا در صورت مغایرت و یا جهت تکمیل تر شدن اطلاعات آن، چنانچه عکس، نوشته، خاطره، اسناد تولد و شهادت و … دارید از طریق این دکمه می توانید اطلاعات خود را ارسال کنید.